شعار امسال روز جهانی موزهها، «موزهها؛ پیونددهنده جهانی گسسته» است.
ما که یک خانهموزه داریم، با خودمان فکر کردیم: آیا قصهها هم میتوانند پیونددهنده جهانی گسسته باشند؟
برای پاسخ به این پرسش، یک قصه را انتخاب کردیم؛ قصه نخودی.
نخودی، قهرمانی آشنا در فرهنگ عامه ایران است؛ در بعضی روایتها دختر است و در بعضی دیگر پسر. گاهی با دیو میجنگد و گاهی برای گرفتن حق پدرش در برابر پادشاه میایستد.
اما آیا نخودی فقط متعلق به ایران است؟
پژوهشهای فولکلور نشان میدهد که نه. شخصیت «مرد کوچک» یا «کودک انگشتی» یکی از کهنترین الگوهای قصههای عامیانه جهان است و نمونههای آن را میتوان در ایران، آسیای میانه، اروپا و شرق آسیا یافت.
نخودی ما سفرش را از ایران آغاز کرد و به تاجیکستان رسید؛ جایی که روایت «نخودک» را میبینیم. سپس راهی ژاپن شد؛ جایی که در افسانه «ایسونبوشی» (پسر یکسون) با قهرمانی بسیار کوچک روبهرو میشویم و در داستان «موموتارو» (پسر هلویی) نیز ردپای همین الگوی قهرمان شگفتانگیز دیده میشود.
در لایههای کهن این قصهها، شباهتهای بسیاری وجود دارد: قهرمانی کوچکاندام اما باهوش و شجاع، رویارویی با دیو یا موجودات هولناک، گرفتار شدن در شکم حیوان و رهایی از خطرهایی بزرگ.
این الگو در فرهنگهای شفاهی ایران، افغانستان، تاجیکستان و در مسیر جاده ابریشم رواج داشته و در ادامه، در اروپا با روایتهای بومی درآمیخته است؛ از «تام بندانگشتی» انگلیسی تا «پوتی پوسه» (Le Petit Poucet) اثر شارل پرو که در سال ۱۶۹۷ منتشر شد. در اوایل قرن نوزدهم نیز برادران گریم روایتهای گوناگون این خانواده از قصهها را گردآوری و ثبت کردند.
ما در روز جهانی موزهها، مسیر سفر این قصه را روی این دیوار دنبال کردیم و دوباره به این نتیجه رسیدیم که قصهها هم میتوانند پیونددهنده جهانی گسسته باشند.